الشيخ أبو الفتوح الرازي

28

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

سجده اى هزار و هفتصد حسنه بدهد ( 1 ) ، و براى او در بهشت خانه اى بنا كند از ياقوت سرخ كه آن را هفتاد در بود ( 2 ) مرصّع به ياقوت . و چون يك روز از ماه رمضان روزه بدارد ، خداى تعالى هر گناه كه كرده بود بيامرزد و كفّارت گناهش ( 3 ) باشد تا با دگر ماه رمضان . و به هر روزى كه روزه دارد ( 4 ) ، كوشكى در بهشتش بدهند ، هر كوشكى را هزار در باشد از زر ، و براى او هفتاد هزار فريشته ( 5 ) از بامداد تا شبانگاه استغفار كنند ، و به هر سجده اى كه بكند - اگر در شب باشد و اگر در روز - درختيش بدهند در بهشت كه سوار نيكرو از سايه او به صد سال بنرود ( 6 ) . انس مالك روايت كند كه رسول - عليه السّلام - گفت : چون شب اوّل ماه رمضان باشد ، خداى تعالى رضوان را گويد : درهاى بهشت را بگشاى ( 7 ) و بهشت را بياراى براى روزه داران امّت محمّد ، و مالك را گويد : درهاى دوزخ ( 8 ) ببند تا با آخر اين ماه ، و جبريل را گويد : به زمين رو ، و مرده شياطين ( 9 ) را بند كن تا روزه امّت محمّد را ( 10 ) ايشان تباه نكنند . و خداى را تعالى در اين ماه هر بامداد و شبانگاه آزاد كردگان باشند ( 11 ) از آتش دوزخ [ از جمله ] ( 12 ) برده و پرستار . و در هر آسمانى فرشته اى از خواصّ فرشتگان او ندا مىكند : ألا ( 13 ) خواهنده اى 1 « است تا [ اجا ] ( 15 ) بت كنند او را ألا مظلومى هست تا يارى كنند او را ، ألا ( 16 ) آمرزش خواهى هست تاش ( 17 ) بيامرزند ، ألا [ خواهنده ] ( 18 ) اى هست تا مرادش بدهند ، و حق تعالى در اين ماه ندا مىكند ( 19 ) : بندگان و پرستاران ( 20 ) من : ابشروا

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : بنويسد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها از زر . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، : گناهانش ، مب : گناهان او . ( 4 ) . مر خداى تعالى . ( 5 ) . مج بر هر درى . ( 6 ) . مج : بنه رود / بنرود ، مر : نرود ، لب ، مب : برود . ( 7 ) . مج : بگشاييد ، وز : بگشايند . ( 8 ) . آج ، لب ، فق را . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مر : شياطين . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : بر . ( 11 ) . مب : خداى را در اين ماه بسيارى آزاد كرده باشد . ( 18 - 15 - 12 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجه به مج و ديگر نسخ بدلها افزوده شد . ( 13 ) . مب : تا هيچ . ( 14 ) . مر : خواننده . ( 16 ) . مب : هيچ . ( 17 ) . مب : تا او را . ( 19 ) . همهء نسخه بدلها كه اى . ( 20 ) . مر : پرستكاران .